موسیقی

راميز قلی‌اف در جشنواره تیرگان ۲۰۱۷

Ramiz Guliyev Tirgan

راميز قلی‌اف، نوازنده‌ی نامی تار و چهره ملی آذربايجان است که سرپرستی و رهبری موسيقی این کشور را در دانشگاه موسيقی باكو برعهده دارد. به زعم بسیاری، او «بزرگ‌ترین تارزن آذربایجان» است که توانسته بیش از هر نوازنده و موسیقی‌دان معاصر دیگری به شناخت و گسترش موسیقی «موغام» آذربایجان اعتباری جهانی ببخشد. «نشان ملی شرف و شهرت» کشور آذربایجان بر سینه‌ او نقش بسته تا تقدیری باشد از یک عمر روایت‌گری سخاوتمندانه‌اش از خاطرات جمعی مردمانی که بیش از هر ملیتی به فرهنگ عشق و دوستی اعتبار می‌دهند. رامیز قلی‌اف در هفتادمین سال حیات پربارش، گنجینه‌ای از یادها و خاطرات و پیوندهای مشترک فرهنگی به مردم منطقه هدیه کرده است. گنجینه‌ای که از جان هنرمند دور از وطن سرچشمه می‌گیرد، و با سوز سینه و چین جبین، شنونده را سرشار از احساس حزن و شور و مبارزه می‌کند.

آنچه او می‌نوازد برای ایرانیان ریشه در «هفت خسروانی»، «سی لحن» و «سیصد و شصت دستان» نامورترین موسیقی‌دان، شاعر، بربط نواز و خواننده دوران ساسانی در زمان پادشاهی خسرو پرویز، «باربد» دارد. ریشه‌های موسیقی «مقام» در ایران را می‌توان با کنکاش در آثار و متون ادبی ایران، آذربایجان، ترکیه، کردستان، و کشورهای عربی یافت. منظومه «خسرو و شیرین» حکیم نظامی گنجوی در کنار آثار ابونصر فارابی، ابن سینا، صفی‌الدین ارموی و عبدالقادر مراغی در این زمینه مورد تامل و استناد محققان عرصه موسیقی‌ در ایران است. «پرده»های هفت‌گانه که توسط باربد در دوره ساسانیان تنظیم شده بودند برای اولین بار به صراحت در فصل آیین و رسم خنیاگری «قابوس‌نامه» به نام «پرده»‌های ده‌گانه مورد اشاره قرار گرفته است. نیشابوری در رساله‌اش که در اوایل قرن ششم هجری نوشته، از دوازده مقام (یا پرده) با نام‌های راست، مخالف راست، عراق، مخالفک، حسینی، راهوی (رهاوی)، اصفهان، ماده، بوسلیک، نوا، نهاوند (زنگوله)، و عشاق نام می‌برد. کهن‌ترین اثر ادبی که نام همه دوازده «مقام» (یا پرده) را به شکل امروزی در خود دارد «دیوان شمس مولوی» است.

شروع جدایی موسیقی ایران از روش مبتنی بر «مقام» احتمالاً به دورهٔ تیموریان (معادل قرن چهاردهم و پانزدهم میلادی) بر می‌گردد اما تغییر اساسی زمانی رخ داد که موسیقی ترکی تمرکز خود را بر اصول موسیقی (از طریق گسترش مقام‌ها) گذاشت و همزمان موسیقی در ایران به سمت قالبی شدن رفت (به معنای تمرکز روی قالب موسیقایی.) در این میان سهم موسیقی آوازی از سازی در ایران بیشتر شد و و مقام‌های موسیقی (و متعاقب آن، دستگاه‌ها) به قطعات کوچکتری تقسیم یافتند که می‌شد هر کدام را جداگانه تعلیم داد (شکل‌گیری ردیف موسیقی ایرانی). آنچه علینقی وزیری در مدرسه موسیقی ایران برای همگانی کردن دانش موسیقی ایرانی و همخوانی آن با موسیقی کلاسیک کرد، «اوزییر حاجی‌بایف» در آذربایجان انجام داد. با این تفاوت که حاجی‌بایف ربع‌پرده‌ها را از موسیقی آذربایجان برچید تا امکان همراهی سازهای‌شان با ارکسترهای جهانی فراهم شود؛ در حالی که علینقی وزیری موسیقی ایرانی و گام ایرانی را تعدیل مساوی کرد و گام را به ۲۴ ربع‌پرده مساوی تقسیم کرد. نگارش ردیف را اولین بار علینقی وزیری در اواخر دههٔ ۱۲۹۰ خورشیدی آغاز کرده بود. منتفدان می‌گویند تحول مقام به دستگاه در موسیقی ایرانی به جای تمرکز روی موسیقی به عنوان یک علم، توجه را فقط روی موسیقی به عنوان یک هنر اجرایی و آسان‌تر کردن یادگیری معطوف کرد.

خدمات ارزنده «حاجی‌بایف» برای همراهی موسیقی آذربایجان با آثار کلاسیک و روش‌های «حاجی ممداوغلی» تارزن پشتوانه ارزنده‌ای در اختیار رامیز قلی‌اف قرار دادند تا موسیقی آذربایجان را فراتر از مرزها به کهکشان‌های فلکی هم برساند. یونسکو در سال ۲۰۰۸ موسیقی مقام آذربایجانی و در سال ۲۰۱۰ موسیقی مقامی شمال خراسان (بخشی) را در میراث معنوی فرهنگی بشر ثبت کرد. همچنین فضاپیمای کاوشگر «ویجر ۱» نیز قطعه‌ای از موسیقی مقام به زبان ترکی آذربایجانی را برای پخش در فضا انتخاب نموده‌است.

رامیز قلی‌اف موسیقی ایران و آذربایجان را همچون دو بال یک پرنده بزرگ تصویر می‌کند که از یک قلب و احساس و اندیشه واحد جان می‌گیرد. او با «جلیل شهناز»، «محمدرضا لطفی» و «کیوان ساکت» آشناست اما به گفته خودش با «ابوالحسن‌ صبا» و «حسین علیزاده» بیش از همه ارتباط ناب موسیقایی برقرار کرده است. راميز قلی‌اف تار را همچون کودکی دردانه بر سینه می‌نشاند و از داستان‌های حماسی و اساطیری سرزمین‌ بی‌مرز موسیقی برایش داستانی عاشقانه ساز می‌کند. اجرای پرشور رامیز قلی‌اف با همراهی پیانوی «مازیار حیدری» و «نقاره‌»ی «علی مسعودی» پلی می‌زند میان ریشه‌های موسیقایی «موغام» آذربایجانی، موسیقی دستگاهی ایران و موسیقی کلاسیک غربی. رامیز قلی‌اف آرزو دارد تا از داستان‌های مشترک‌ ایران و آذربایجان، از «کوراوغلی» گرفته تا «قره‌باغ شکستسی» یا «داستان شاه‌اسماعیل» آثار زیبایی با رنگ و بوی ایرانی خلق شود. گرچه ایران و آذربایجان آغوش خود را به روی این استاد مهاجر گشوده‌اند اما بزرگترین آرزوی او بازگشت به سرزمین مادری‌اش، «قره‌باغ» است. منطقه «قره‌‌باغ» با ترکیب جمعیتی آذربایجانی‌ها، ارامنه، ترک‌ها، روس‌ها و کردها در دوران صفویه جز قلمرو ایران محسوب می‌شد، اما پس از انعقاد قراردادهای «گلستان» و «ترکمانچای» به روسیه تزاری واگذار شد و از آن زمان تا کنون محل مناقشه در روابط بین‌الملل است.

 

 

این نوشته برای اولین بار در مجله تیرگان ۲۰۱۷ به چاپ رسیده است.

 
 
برای دریافت آخرین مطالب بخش فارسی رسانه تیرگان لطفا در خبرنامه عضو شوید. تمرکز رسانه تیرگان بر فرهنگ و هنر معاصر ایران و آثار چندگانه در هنرهای تجسمی است. رسانه تیرگان ضمن بازتاب فعالیت‌های خانواده جشنواره تیرگان، مقاله‌ها و آثار هنرمندان ایرانی را از دیدگاه‌های جامعه‌شناختی و زیبایی‌شناسانه از راه‌های مختلف به دوستداران فرهنگ و هنر ایران در جشنواره دوسالانه تیرگان و جامعه بین‌المللی ارایه می‌کند.

درباره نویسنده

Saeed Valadbaygi

سعید ولدبیگی

تحصیلات آکادمیک او در رشته مهندسی صنایع در ایران، مطالعات رسانه در بریتانیا، علوم سیاسی و علوم شناختی در شاخه هوش مصنوعی در کانادا است. وی در سال‌های گذشته مدیریت پروژه آموزشی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در ترکیه را بر عهده داشته و فعالیت‌هایش در زمینه روزنامه‌نگاری چندرسانه‌ای و پژوهشی در عمده رسانه‌های کلان خبری و تحلیلی پوشش داده شده است. گستره فعالیت‌های او شامل تحقیق و تولید در حوزه حقوق کارگری، رسانه‌های مخاطب‌محور، برنامه‌های تلویزیونی، روزنامه‌نگاری تحقیقی، پردازش داده، دولت دیجیتال، روابط بین‌الملل، و هوش مصنوعی در مدیریت شهری‌ست. سعید ولدبیگی در حال حاضر تهیه‌کننده اجرایی موسسه دیجیتال «تی‌وی‌تی کانادا» و مدیر شرکت‌های «دیجیتاتورز» و «دیتاکراسی» و همکار پروژه فناوری اطلاعات توسعه پایدار سازمان ملل در خاورمیانه است. او از سال ۲۰۱۴ به عنوان سردبیر به صورت داوطلبانه مسوولیت بخش مجله، وبسایت و تولیدات مشترک ویدیویی رسانه تیرگان را بر عهده دارد

Tirgan Media