تاریخ و ادبیات تندیس آرش

احسان یارشاطر

بزرگ‌نمایی تلاش و تاثیر پروفسور احسان یارشاطر در مطالعات تاریخی و اجتماعی ایرانیان کار دشواری‌ست. راهی که او پیمود، انگیزه‌ای شد برای نسل‌های بعدی و پژوهش‌گران پس از او. در معرفی دستاوردهای دکتر یارشاطر، بهتر دانستیم از قلم یکی از همین پژوهش‌گران، دکتر محمد توکلی طرقی، که خود استادی به‌نام در عرصه ایرانشناسی‌ست بهره بگیریم. تیرگان ۲۰۱۵ با تقدیر از یک عمر خدمت ایشان به ایران‌شناسی، تندیس آرش را به احسان یارشاطر اهدا می‌کند تا نام او به عنوان «مهمان افتخاری جشنواره پنجم» در تقویم تیرگان برای همیشه ماندگار شود.

 

Dr Ehsan Yarshater

استاد یارشاطر با ابتکار، دوراندیشی، دقت علمی، پشتکار و مدیریتی کم‌نظیر، نهاد‌هایی چون «بنگاه‌ ترجمه و نشر کتاب»، «انجمن کتاب»، و «مرکز ایرانشناسی کلمبیا» را برای پیشبرد پژوهش و گسترش دانش ایرا‌ن‌‌شناسی بنیاد نهاد. «راهنمای کتاب»، «دانشنامه ایران و اسلام»، «دانشنامه ایرانیکا»، و «سلسله انتشارات تخصصی فارسی و انگلیسی» از جمله فرآورده‌های دانش‌پژوهی و دانش‌گستری ایشان است.

استاد احسان یارشاطر، فرزند هاشم یارشاطر و روحیه میثاقیه، در ۱۲ فروردین ۱۲۹۹ش/۱۹۲۰م در همدان متولد شد. پس از درگذشت مادر و پدرش به توالی در سال‌های ۱۹۳۱ و ۱۹۳۲م، با یاری دایی‌اش مهدی میثاقیه، موسس استودیو میثاقیه و بنیان‌گذار بیمارستان میثاقیه، برای ادامه تحصیل به تهران رفت. دوره دبیرستان را در دانشسرای مقدماتی‌ به پایان برد و  به دانشگاه تهران راه یافت. در سال ۱۳۲۰ در امتحانات رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران «رتبه اول را حائز، و به دریافت مدال اول علمی مفتخر» و به «دریافت دانش‌نامه موفق» گردید. در سال ۱۳۲۶ پایان‌نامه‌ دکتری‌اش، «شعر فارسی در نیمه دوم قرن نهم،» را به سرپرستی علی‌اصغر حکمت به پایان رساند. در همان سال، با دریافت بورس تحصیلی از شورای فرهنگی بریتانیا عازم انگلستان شد. پس از آشنایی با «والتر برونو هنینگ»، به جای رشته تعلیم و تربیت، به آموختن زبان‌ها و ادبیات باستانی ایران پرداخت.  در سال ۱۳۳۱ دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه لندن به پایان رساند. پس از بازگشت به ایران، استاد یارشاطر به پژوهش میدانی در گستره لهجه‌های ایرانی پرداخت و در سال ۱۳۳۹ از پایان‌نامه‌ دکتری‌اش، «زبان تاتی جنوبی،» که به سرپرستی هنینگ نوشته بود، با موفقیت دفاع کرد.

استاد یارشاطر تدریس را با دبیری در دبیرستان علمیه تهران در سال ۱۳۲۱ آغاز کرد. پس از یک سال تدریس در علمیه تهران، به معاونت دانشسرای مقدماتی منصوب شد. پس از دریافت دکترا از دانشگاه تهران، در سال ۱۳۲۶ به دانشیاری زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه الهیات برگزیده شد. پس از بازگشت از لندن، «در یکصد و بیست و نهمین جلسه شورای دانشکده ادبیات» در اردیبهشت ۱۳۳۲ «صلاحیت آقای دکتر احسان‌الله یارشاطر برای دانشیاری کرسی زبان اوستا و فارسی باستان به تصویب رسید.» در بهار ۱۳۳۷، شورای دانشگاه تهران پیشنهاد دانشکده ادبیات را مبنی بر این که «آقای دکتر احسان یارشاطر، دانشیار دانشکده ادبیات، برای تدریس زبان فارسی و فرهنگ و ادبیات ایران در دانشگاه کلمبیا برای مدت یک‌سال به آمریکا بروند» پذیرفت. در گزارشی از «ماموریت یک ساله خود در دانشگاه کلمبیا،» دکتر یارشاطر به ریاست دانشکده ادبیات نوشت:

«موادی که تدریس آن‌ها‌ بر حسب دعوت دانشگاه‌ کلمبیا‌ در سال تحصیلی گذشته به عهده اینجانب گذاشته شده بود عبارت بود از ۱. متون ادبی فارسی؛ ۲. تاریخ فرهنگ و تمدن ایران پس از اسلام؛ ۳. میراث ایران. همه این مواد متعلق به دوره‌های بعد از‌ لیسانس بوده، از این میان درس تاریخ فرهنگ‌ و تمدن ایران در دوره‌های اسلامی بیش از سایر دروس دانشجو داشت. پس از آن، درس‌ متون ادبی فارسی بیشتر مورد توجه قرار گرفت. گذشته‌ از‌ دروس مزبور، تدریس قسمتی از درس «زبان‌ها و مردم اتحاد جماهیر شوروی،» یعنی زبان‌ها و مردم ایرانی اتحاد جماهیر شوروی، به عهده بـنده قـرار داشت. برحسب حسن ظن برخی از اولیای دانشگاه‌ کلمبیا‌ و همچنین توجه خاص دانشگاه‌ مزبور به فرهنگ و زبان و تمدن کشورهای خاورمیانه، از اینجانب دعوت شد که سال آینده‌ نیز، در صورت تصویب شورای دانـشکده، به تدریس مواد فوق و همچنین زبان فارسی‌ باستان‌‌ (دستور زبان و تفسیر کتیبه‌های هخامنشی) و زبان پهلوی (آثار زرتشتی و مانوی) بپردازم.

استاد یارشاطر پس از شرح فعالیت‌های پژوهشی خویش افزود: «در نیویورک انجمنی از دانشجویان‌ ایرانی‌ و سایر‌ دوستداران فرهنگ و تمدن ایران‌ تشکیل شد. مظاهر فرهنگ و هنر و ادبیات و تـمدن ایـران موضوع بحث‌ جلسات‌ آن بود و روی هم رفته جلسات آن بی‌توفیق نبود. در مدت اقامت خـود در آمریکا‌ اینجانب‌ کوشیدم‌ تا در برآوردن انتظار دانشگاه کلمبیا و شناساندن فرهنگ و تمدن ایران و معرفی وجوه مطلوب کشور‌ خود‌ در حد مقدور کوتاهی‌ نشود و نماینده نا درخوری از دانشگاه تهران نباشم. اما جز‌ مدعی‌ کوشش‌ درین باب نیستم.»

همچنان که استاد یارشاطر پیش‌بینی کرده بود، دانشگاه کلمبیا قرارداد ایشان را با سمت دانشیار مهمان یک سال دیگر تمدید کرد و سال تحصیلی ۱۹۵۹-۱۹۶۰ را نیز در کلمبیا به تدریس پرداخت. پس از تاسیس کرسی هاکوپ کورکیان در ایران شناسی، مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران گزارش داد:

دانشگاه کلمبیا‌ از‌ چندی پیش در صدد تاسیس کرسی مستقلی برای مطالعات ایرانی‌ (زبان و ادبیات فارسی، تاریخ ایران، زبان‌ها و ادبیات پیش از اسلام) بود. در سال جاری، این‌ منظور صورت عمل به خود گرفت‌ و کرسی‌ مذکور تاسیس یافت. برای تصدی کرسی مذکور، دانشگاه کلمبیا از آقای دکتر احسان یارشاطر استاد زبان‌های فارسی باستان و اوستایی دانشکده ادبیات دعوت نمود و با تصویب شورای دانشکده و مقام ریاست دانشکده ادبیات‌، آقای دکتر‌ یارشاطر بدین منظور قریبا به آمریکا مسافرت‌ خواهند نمود.

برای این کرسی، استاد یارشاطر نامزد بی‌نظیری بود. در کنار مقالاتی که در پیام نو، یغما، مهر، و سخن به چاپ رسانده بود، در سال۱۳۳۲، «التنبیهات و الاشارات» و «پنج رساله ابن سینا» را منتشر کرده بود و پایان نامه دانشگاه تهرانش، شعر فارسی در عهد شاهرخ (نیمه اول قرن نهم) یا آغاز انحطاط در شعر فارسی را انتشارات دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۴ به چاپ رسانده بود. سعید نفیسی در معرفی این کتاب نوشت: «از روزی که مرحوم قزوینی روش نوین اروپایی را در تحقیق درباره ادبیات در میان ایرانیان گذاشت درست پنجاه سال می‌گذرد. در این نیم‌ قرن باید با کمال صراحت گفت ایرانیان این راه را چنان خوب کوبیده‌اند که نه تنها دیگر حاجتی به دانشمندان اروپا ندارند، بلکه دانشمندان اروپا را به خود محتاج کرده‌اند و آن روزگاری که ما دریوزه‌گر خاورشناسان بودیم در نوردیده شده است… کتابی که آقای دکتر یارشاطر انتشار داده نمونه خوبی از رشد دانشمندان ما در این زمینه است. در این کتاب حق مطلب با بهترین روش علمی داده شده است.» داستان‌های ایران باستان نیز، که در سال ۱۳۳۶چاپ شده بود، در سال ۱۹۵۸ جایزه سلطنتی را دریافت کرده بود. در سال ۱۳۳۷، داستان‌های شاهنامه را چاپ کرده بود که در سال ۱۹۵۹ برنده جایزه یونسکو شد. در کنار کتاب‌ها و مقاله‌های فارسی، استاد یارشاطر چندین مقاله نیز به انگلیسی درباره لهجه‌های خلخالی و تاتی کجل، نوروز، ادبیات فارسی در ۵۰ سال اخیر و شراب و شراب‌نوشی چاپ کرده بود.

اما این فقط گوشه‌ای از فعالیت‌های چشمگیر استاد احسان یارشاطر بود.  در سال  ۱۳۳۳و پس از بازگشت از لندن، «بنگاه ترجمه و نشر کتاب» را بنیان‌ گذاشت و مجموعه‌های بی‌نظیری چون متون فارسی، ایران‌شناسی، ادبیات خارجی، آثار فلسفی، ادبیات برای جوانان، خواندنی‌های کودکان و معارف عمومی را در شکلی برازنده و ویرایشی سامان‌مند به خوانندگان عرضه کرد. در گزارشی از بنگاه ترجمه و نشر کتاب مجلة یغما در آذر ۱۳۳۴ نوشت: «اغراق نیست اگر گفته شود که این مؤسسه، خود دانشگاهی‌ است سیار که همگان از آن انتفاع و سود توانند‌ برد و به حقیقت باید از اقدامی بدین پایـه موثر و مفید همه فارسی‌زبانان جهان ممنون و سپاسگزار باشند.» بر اساس آمار موجود تا سال ۱۳۴۶،  این بنگاه ۱۴۶ جلد کتاب را به چاپ رساند که پس از انتشارات دانشگاه تهران و سازمان کتاب‌های جیبی در مقام سوم نشر در ایران قرار داشت.

‌زمینه‌های نوآوری‌ انتشاراتی استاد یارشاطر به این گستره وسیع محدود نبود. در سال ۱۳۳۶، یک سال پیش از آن که در مقام دانشیار مهمان به نیویورک برود، «انجمن کتاب» را بنیاد‌ گذاشت «تا در ترویج کتب سودمند بکوشد و دوستداران کتاب را در انتخاب کتب یاری کند و از طریق انتقاد صریح و بی‌طرفانه در اصلاح کتب و پیشرفت کار نویسندگان قدم موثری بردارد.» راهنمای کتاب: مجله معرفی و انتقاد کتاب یکی از فرآورده‌ها‌ی مهم این کوشش بود. این نشریه، که استاد یارشاطر صاحب امتیاز آن بود، تا سال ۱۳۵۸ به مدت ۲۱ سال منتشر شد. یادداشت‌های استاد، که صاحب امتیاز این مجله بود، نشان‌دهنده ذهنی آینده‌نگر و مشکل‌گشاست. در یکی از این یادداشت‌ها، مثلا، در چاره‌جویی «برای پیشرفت علم» نوشت: «یکی از مهمترین کارهایی که در پیش داریم تاسیس کتابخانه‌ای است که به کار تحقیقات علمی بخورد، کتابخانه‌ای که بتواند برای تتبعات علمی مفید باشد، اگر بناست موضوع «تحقیقات علمی» به صورت جدی دنبال شود، شرط اول آن برقرار کردن کتابخانه‌ای مجهز و پُرمایه است.» در شماره دیگری به ترسیم «دورنمای آینده» پرداخت: «آنچه شوق زندگی را در درون ما زنده نگاه‌ می‌دارد امید آینده است.» اما آینده‌نگری‌ یارشاطری همیشه با پُرتلاشی و خدمت‌گزاری بی‌درنگ همراه بود: «اگر امید داریم که فردا ما نیز در جهان دانش سهمی داشته باشیم و از گروه غافلان نباشیم، باید امروز برای آینده طرحی دقیق و روشن فراهم کنیم و «اکنون» به آن بپردازیم… چنین طرحی که آینده علمی ایران را روشن کند و انسان را به فردای امیدبخشی خوش‌دل سازد هنوز وجود ندارد.»

با این آینده‌نگری پژوهشی و توانمندی فرهنگی و علمی، استاد یارشاطر  در سال ۱۹۶۱ در نیویورک مستقر شد. اگرچه تا سال ۱۳۵۷ ارتباط نزدیکی با همکارانش در ایران داشت و از دور و نزدیک بر کارهای بنگاه ترجمه و نشر، انجمن کتاب، و راهنمای کتاب نظارت داشت و به کارهای بزرگی چون انتشار دانشنامه ایران و اسلام نیز اقدام کرد، اما کارایی و توانش به شکل روز‌افزونی در خدمت دانشگاه کلمبیا و گسترش دامنه ایران‌شناسی در آمریکا قرار گرفت. با همتی بلند و حضوری پیگیر، در سال ۱۹۶۷ مرکز ایرانشناسی دانشگاه کلمبیا را تاسیس کرد.  در اندک مدتی این مرکز ایرانشناسی «یکی از پُراثرترین مراکز دانشگاه کلمبیا و فعال‌ترین مرکز شناساندن فرهنگ و تاریخ ایران در امریکا گردید.» پیایندهای بی‌نظیر و ماندگاری چون «مجموعه میراث ایران، مجموعه ایرانشناسی، مجموعه ادبیات معاصر ایران، تاریخ ادبیات فارسی، گفتارهای ایرانشناسی کلمبیا ، مجموعه هنر ایران ، ترجمه انگلیسی تاریخ طبری و مجموعه متون فارسی» جلوه‌هایی از تلاش خستگی‌ناپذیر استاد یارشاطر برای پیشبرد ایرانشناسی در گستره‌های متفاوت است.

«دانشنامه» ایرانیکا یکی دیگر از کارهای برجسته و دوراندیشانه‌ای است که فقط با پشتکار و مدیریت ایران‌شناسی چون احسان یارشاطر عملی ‌بود. این کار بنیادین، که ادامه دانشنامه ایران و اسلام بود، مرجعی جامع و بی‌همتا برای ایران‌شناسان و دانش‌پژوهان است. با نشر آنلاینiranicaonline.org، دانشنامه ایرانیکا به خوانش‌سرای بی‌همتایی برای جویندگان همه‌گونه دانستنی‌های معتبر و مستند درباره تاریخ و تمدن و فرهنگ و ادبیات  تبدیل شده ‌است. این اعتبار همه‌گیر پیامد دقت علمی و رنجبری‌های دانشمندانه یارشاطر و همکاران ایرانشناسش است.

در نیویورک، پیش و پس از انقلاب، استاد یارشاطر یار و مشاور تمامی کسانی بود که در گستره ایران‌شناسی گام‌ برمی‌داشتند. یاری ایشان برای انتشار ایراننامه و مجله ایرانشناسی و تاسیس و تحکیم انجمن بین‌المللی ایران‌شناسی، بنیاد آمریکایی ایران‌شناسی و مراکز دانشگاهی، پژوهشی و فرهنگی در فراسوی ایران در سال‌های پس از انقلاب جلوه دیگری از خدمات ارزنده و چندبعدی استاد یارشاطر به ایرانشناسی است.

برای دریافت آخرین مطالب بخش فارسی رسانه تیرگان لطفا در خبرنامه عضو شوید. تمرکز رسانه تیرگان بر فرهنگ و هنر معاصر ایران و آثار چندگانه در هنرهای تجسمی است. رسانه تیرگان ضمن بازتاب فعالیت‌های خانواده جشنواره تیرگان، مقاله‌ها و آثار هنرمندان ایرانی را از دیدگاه‌های جامعه‌شناختی و زیبایی‌شناسانه از راه‌های مختلف به دوستداران فرهنگ و هنر ایران در جشنواره دوسالانه تیرگان و جامعه بین‌المللی ارایه می‌کند.

درباره نویسنده

Mohammad Tavakoli-Targhi

محمد توکلی- طرقی

Mohamad Tavakoli-Targhi is Professor at the department of History and Near and Middle Eastern Civilizations at the University of Toronto, and the chair of the Department of Historical Studies at the University of Toronto-Mississauga. He has served on the editorial board of Iranian Studies (the journal of the International Society for Iranian Studies) and is the Editor-in-Chief of

Tirgan Media